بسم الله الرحمن الرحيم

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان به درگاه حضرت حق، امروز می خواستم ادامه بحث طهارت لسان را همراه با شمه ای از آداب روزه از کتاب معراج السعادة عالم ربانی ملا احمد نراقی (ره) برای شما بنویسم.فقط عزیزان عنایت کنند و پست قبلی را کامل مطالعه کنند تا موضوع را متوجه شوند و مشکل و سوالی برایشان پیش نیاید.
شمهاى از آداب روزه
بدان كه: ثواب روزه بسيار، و اجر آن بىشمار است.و آيات و اخبار در فضيلتآن خارج از حد احصا، و بيرون از حيز اظهار و تذكار است.و همه آنها در كتباحاديث مذكور، و در السنه و افواه مشهور است.و احتياج به ذكر آنها در اين مقامنيست.بلكه در اينجا اشاره به بعضى از آداب باطنيه و ظاهريه روزه مىشود.
و بدان كه: سزاوار روزه دار آن است كه: چشم خود را بپوشاند از هر چه نظر كردنبر آن حرام يا مكروه است و يا دل او را از ياد خدا مشغول مىسازد.و محافظت نمايد زبان خود را از جميع آفات و معاصى متعلقه به زبان، - كه بسيارى از آنها در اين كتابمذكور شده - .و گوش خود را نگاهدارد از هر چه شنيدن آن حرام يا مكروه است.وشكم خود را باز دارد از غذاهاى حرام و شبههناك.و همچنين ساير اعضا و جوارح خود را از محرمات و مكروهات متعلقه به آنها محافظت نمايد.و همچنين سزاوار آن استكه: در هنگام افطار، از حلال، اين قدر چيزى بخورد كه: «كل» بر معده او نباشد، زيرا سرّ امر روزه داشتن آن است كه: قوه شهويه، مقهور و ضعيف شود و تسلط شيطان لعين كمترگردد تا نفس قدسى از درجه بهيميت، ترقى نموده مشتبه به ملائكه گردد.و در آن آثارتجرد و وحانيتحاصل شود.و هرگاه كسى آنچه چاشت نخورده و دو مقابل آن رادر شام بخورد چگونه اين مطلب دست مىدهد؟ ! به خصوص همچنان كه عادت اكثر اهل اين عصر است كه الوان اطعمه را مهيا مىسازند بلكه بسا باشد اطعمهاى كه در ماهمبارك رمضان صرف مىكنند در ماههاى ديگر صرف نمىنمايند.
و شكى نيست كه: چون معده از غذاى چاشتخالى باشد تا وقتشام رغبت آنبيشتر و اشتهاى آن افزونتر مىگردد.پس چون در آن وقتبه رغبت تمام، الوان طعامرا به قدر چاشت و شام بلكه زيادتر بخورد لذت آن بيشتر، و قوت آن فزونتر مىگردد،و قوه شهويه او به هيجان مىآيد، و آنچه مقصود از روزه بود نتيجه بر عكس مىبخشد.
پس روزهدار بايد لا اقل همان غذايى كه در شبهاى غير روزه مىخورد بخورد وخوراك روز خود را به آن ضميمه نسازد، تا سودى از روزه ببيند.
و از جمله آداب روزهدار آن است كه: در هنگام افطار، دل او مضطرب باشد و درميان خوف و رجا معلق باشد، زيرا نمىداند كه روزه او مقبول شده يا نه.و اين حالىاست كه بايد در آخر هر عبادتى باشد.
مروى است كه: «حضرت امام حسن مجتبى - عليه السلام - در روز عيد فطرى بهجماعتى گذشت كه مشغول خنده بودند، حضرت فرمود: ماه رمضان را خداى - تعالى - ميدان بندگان خود قرار داده كه در آن سبقتبر طاعت و عبادت او گيرند.پس جماعتىگوى سبقت در ربودند و به سعادت فايز گرديدند و طايفهاى پس افتادند و هلاك شدند.
پس عجب كل عجب از براى كسى كه مشغول خنده و بازى باشد در روزى كهسبقت گيرندگان در آن فايز شدند و بطالان و هرزه كاران زيان كردند.آگاه باشيد، به خداقسم كه: اگر پرده برداشته شود نيكوكار مشغول نعمتخود، و بدكار گرفتار بديهاى خودگردد و احدى به لهو و لعب نپردازد».
طهارت لسان
همانگونه که عرض شد این روایت بیان یک مثال نیست، بلکه به واقع هر روز صبح اعضاء و جوارح با زبان صحبت می کنند و از او سکوت می طلبند. حال اگر خواستیم صحبت کنیم چه باید بکنیم؟! حدیثی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) در «درر الکلم» نقل شده است که امام فرمودند: «الجاهل عقله وراء لسانه و العاقل لسانه وراء عقله» یعنی زبان جاهل جلوی عقلش و زبان عاقل پشت عقلش قرار دارد. و نیز امام علی (علیه السلام) فرماید: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه»، یعنی دانا تا اول با دل مشورت نکند و در آن سخن تأمل ننماید به زبان نیاورد و دل نادان در پس زبان اوست، یعنی بي مشورت دل و بي تفكّر، سخن گويد و هرچه به دلش رسد بي تأمل به زبان آورد. پس زبان مرد عاقل تابع دل اوست و دل احمق جاهل پيرو زبان او.
زبان شخص جاهل امام و عقلش مأموم اوست برخلاف عاقل كه زبانش مأموم و عقلش امام اوست. دليل فرموده امام اين است كه عاقل وقتي بخواهد حرفي بزند ابتدا فكر مي كند كه آيا اين حرف را بگويم يا نه؟! وقتي ديد خوب است مي گويد و وقتي ديد خوب نيست سكوت مي كند به خاطر اين كه حرف گفته شده مانند آبي است كه از كاسه ريخته شده و ديگر نمي توان آنرا جمع كرد و به كاسه برگرداند. لذا اگر انسان عاقلانه حرف بزند و ابتدا حرف خود را بسنجد و بعد بگويد، خيال او هميشه آسوده است و هيچگاه پشيمان نمي شود. اما جاهل برخلاف عاقل بدون فكر و تأمل، سريع حرف را از دهانش پرتاب مي كند و بدون فكر صحبت مي كند اين است كه امكان دارد يك عمر پشيمان از گفته خويش باشد.
اگر مي خواهيم بدانيم كه آيا قبل از گفتن انديشه مي كنيم يا نه؟! اين معيار بسيار خوبي است كه هر كسي كه اوّل فكر كرد بعد حرف زد،عاقل است و هر كسي كه اوّل حرف زد و بعد فكر كرد،جاهل است. حتي اگر بخواهد حرف حقّي را بيان كند اما قبل از آن فكر نكند باز هم جاهل است. اين است كه در روايت آمده: «عالم فرزانه كسي است كه وقتي از او سؤالي پرسيدند سريع جواب نگويد، اگرچه جواب سؤال را بلد باشد.» بلكه هر عاقلي بايد صبر نموده و مقداري تأمل كند آنگاه جواب سائل را بدهد. علامه بزرگوار نيز در جائي فرموده اند: «حريم جوابِ سؤال، تأمل اوّليه است.» در نتيجه اگر از عالمي سؤالي كرديد و دير جواب شنيديد نبايد ناراحت بشويد، بلكه بدانيد او بدين ترتيب عاقلانه جواب شما را خواهد گفت زيرا عاقلانه نيست جواب سائل را سريع پشت سؤال او بگويند. (اما در مورد مسابقاتي كه در آنها براي سريع جواب گفتن جايزه اي در نظر مي گيرند بايد گفت كه آنها، براي تقويت حافظه بوده و با مطلب مورد بحث فرق مي كند.)
خوب عزيزان پست امروز را ديگه همينجا تموم ميكنم و ان شاء الله ادامه اش در پست بعدي.فقط يك چيزي را عزيزان توجه فرمايند كه اين حقير طلب عاجزانه و التماس دعا براي خودش در هنگام افطار، سحر، شكسته شدن دل شما عزيزان و سر نمازهايتان از شما دارد.
اللهم عجل لوليك الفرج
و من الله التوفيق

